جمعه هشتم خرداد 1388
باران بود
مجال نبود
ما به بخت خوب خود خندیدیم
و قرار گذاشتیم
پاییز به صحرای مجاور کوچ کنیم
انگور بکاریم
خیال بچینیم
پاییز آمد
زمستان رفت
ما همچنان در پای تاک ها سوگواری می کردیم
و هیچ وقت نفهمیدیم
قرار آن روزها چگونه از ذهنمان پر کشید ؟
( کیان الیاسی )
نوشته شده توسط در ساعت | لینک
|
