هيچ،بعد از يك سال.......
من اشتباه كردم كه به ترديد فكر مي كردم
دستم تو گچ ولي جواب ميدم صداش گرفته ميگم بازم قاطي كردي،بهش گوش ميدم ميدونم به حرفام گوش نميده فقط گوش ميكنم تا خالي شه،روحش داره ترك ميخوره ولي بازم به خودش فكر نميكنه ناراحتم كه نمي تونم كاري براش بكنم نمي خواد ميگم خودت رو الافش نكن،دستم رو ميشورم وازلين رو روي قالب نگاتيو ميزنم دير وقت همه خوابيدن سكوت اين موقع رو دوست دارم يه تكه از ريشش چسبيده به ماسك ياد موقعي ميوفتم كه وازلين به صورتش ميزدم نگاهش اذيتم ميكرد نمي دونم چرا اينقدر خودش رو معطل كرده مي دونه نيست هيچ وقت هم نبوده،نمي دونستم كه اونم جزو بازيگرها ست وگرنه نميومدم،نمي خوام وجودم كسي رو اذيت كنه،كاش اينهمه خودش رو اذيت نكنه،ياد امروز صبح ميوفتم ميگه خدا رفتگان شما رو هم بيامرزه ، 14 سالگي تصادف كرد 14 سالم تو كما بود،خودش كه چيزي نميفهميد ولي مادرم راحت شد،فكر ميكنم فقط براي خودخواهيش 14 سال نگهش داشته،14 سال به خودش عذاب داده.چرا؟وازلينم تموم ميشه يه بسته ديگه ميارم دوباره فكرش رو ميكنم كاش اينقدر خودش رو ازار نده وقتي چيزي نيست،اخه ادم در برابر خودش مسئوله، دوباره بهش زنگ ميزنم ميگم خوبي ميگه اين فيلسوف انا هاريت هم اين جوري بود 20 سال عاشقش بود طرف با اين بوده ولي زنش رو هم دوست داشته مگه ميشه نمي دونم چرا يه نفر بايد 20 سال به خودش خيانت كنه نمي فهمم ميگم شات اپ بابا چقدر اين 14 سال كما و اين 20 سال شبيه هم هستن اخه يه رابطه ي بيمار چي ميخواد به ادم بده ميگم بفهم ميگه ok
من خودخواه من بي معرفت ولي اقاي خوش انصاف من ادم جنگيدن نيستم براي جنگيدن بايد توان دشمني كردن داشته باشي ، تو چشمات نگاه نمي كنم چون نمي خوام در حد يه ترديد تو چشمات باشم،نگاه نمي كنم كه اگر فقط در حد يه ترديدم زودتر تموم بشه، زود فراموش بشم،من ادمي نيستم كه بتونم فقط در حد يه ترديد تو چشماي كسي باشم،من بايد باشم پر رنگ،من براي شروع اين رابطه به يه جسارت مردونه فكر مي كردم نه يه خواهش زنانه ،اگه مطمئن بودي بهم فيلم بده،اگر نه بهتر زود تموم بشه،كه نگراني لازم نيست چون ترديد ها زود فراموش ميشن زودتر از اون چيزي كه فكرش رو بكني
دفعه ي اول:صداي در مياد،در رو باز ميكنم ولي كسي پشت در نيست،بار دوم صداي در مياد،در رو باز ميكنم ولي بازم كسي نيست،دفعه ي سوم صداي در مياد نميدونم بايد برم در رو باز كنم يانه،خوب فكر ميكنم قاعدتا وقتي در رو ميزنن بايد كسي پشت در باشه،من دوباره در رو باز ميكنم ولي بازم كسي پشت در نيست،نتيجه ميگيرم كه وقتي در رو ميزنن ممكنه كسي پشت در نباشه يا ممكنه كسي خواسته باشه شوخي كنه،دفعه ي چهارم صداي در مياد من در رو باز نميكنم صدا بلندتر ميشه من نمي دونم بايد در رو باز كنم يا نه
تو هيچوقت پشت در نبودي فقط در زدي همين،من ميترسم از اينكه بازم كسي پشت در نباشه،براي باز كردن در اطمينان ميخوام،اين حق رو به من بده...........
